محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
716
خلد برين ( فارسى )
كردند و چون علاجى نداشتند بناى كار خود را بر صبر و تحمل گذاشتند . در خلال اين احوال عساكر هزيمت مآل روم دو سه نوبت بر سر كوچهبندها هجومآور گرديده خود را به نزديك شهر و دولتخانه رسانيدند و غازيان بهرام قهر و مردم شهر فى الجمله در مقام مدافعه و معارضه درآمده روميان مظفر و منصور گرديدند و اساس پابرجائى كوچهبندها را به ضرب توپهاى رعد آوا از هم ريخته تا ميدان صاحب - آباد گرد فتنه انگيختند . و به تقريب اين جرأت و حركت بر سپاهى و رعيت ظاهر گرديد كه جمعيت و جگردارى ايشان به فرياد آن حادثه نمىتواند رسيد . لا جرم در حينى كه زمانه متلبس به لباس عباسيان گرديد حسينقلى سلطان برادر عليقلى خان كه حاكم شهر بود به مرافقت پير غيب خان كه از راه نفاذ فرمان به امداد و معاونت شهريان كمر بسته به ايشان پيوسته بود با مجموع غازيان ظفر تلاش قزلباش كه در شهر اقامت داشتند روى هزيمت به معسكر همايون شاهزادهء گردون منزلت گذاشتند . و چون تبريزيان از امداد و معاونت غازيان قزلباش به يأس و حرمان منسوب شدند چون ماهى در شبكهء اضطراب و گم كرده راهى افتادند و از راه حفظ مال و جان و اهل و عيال و فرزندان به جهت حصول خط امان ، كامران بيك قاضى و مولانا محمد على ولد مولانا عنايت را كه مفتى و شيخ الاسلام تبريز بود به نزد عثمان پاشا فرستادند و اظهار اطاعت و انقياد كرده خود را از رعاياى دولت آل عثمان شمردند . و عثمان پاشا با آن كه در بدايت حال با قاضى و شيخ الاسلام از در عتاب و خطاب درآمد اما چون صيت جگردارى و سپاهيگرى مردم تبريز به كرات به وى رسيده بود بالاخره با ايشان طريق رفق و مدارا مسلوك داشت و تبريزيان را به عفو و احسان مستمال گردانيده مقرر فرمود كه مردم به حال خود بوده مطمئن باشند كه بعد اليوم از جملهء رعاياى حضرت خواندگار خواهند بود . چون قاضى و مفتى با مژدهء عفو و اطمينان به شهر بازگشته